تبليغاتX
مهندسی و موفقیت
به وبلاگ مهندسی خوش آمدید ( دوستانی که تمایل به تبادل لینک دارند پیغام بگذارند )

http://barghproject.blogfa.com/page/modemerror.aspx

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 13:12  توسط فشار قوی  | 

دستان دعا كننده


 

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد.
در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...

بيش از 450
سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" ناميدند.

 



اين اثر خارق العاده را مشاهده كنيد
انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه مسلما روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:44  توسط فشار قوی  | 

اصول و روشهاي متداول در ایمیل نگاری!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org


 

همانطور كه ميدانيد در كارهاي روزمره ي كنوني ايميل يا همان پست الكترونيك از جايگاه ويژه اي برخوردار است و به دليل امكان سرعت و سهولتي را كه جهت تبادل اطلاعات براي كاربران اينترنت بوجود آورده، خود بيانگر ارزنده بودن اين سرويس تحت وب جهاني است. در اينجا نكاتي در جهت اصول و روشهاي متداول در ایمیل نگاری و همچنين استفاده ي هر چه بهتر از اين سرويس را حضور شما عزيزان خوب گروه پرشين استار يادآور مي شويم.
تاکنون چند بار شده که به جایی ایمیل ارسال کنید ولی هیچ جوابی نگرفته باشید. بسیاری از اوقات در دلتان گیرنده را متهم به سهل‌انگاری کرده و بسیار ناامید می‌شوید. هرچند در بعضی موارد ممکن است حق با شما باشد، اما در بسیاری از موارد خود ما به گونه‌ای مقصر هستیم. نکته مهم در اینجاست که اگر می‌خواهید جواب مورد نظرتان را از شخصی که به او پست الکترونیک ارسال کرده‌اید بگیرید، باید به صورت حرفه‌ای عمل کنید و طوری بنویسید که خواننده ترغیب به پاسخگویی شود. مقاله‌ی که پیش رو دارید حاوی نکات ظریف و جالبی است که برای نویسندگان عجول امروزی كه می‌تواند بسیار مفید و کارآمد باشد.
برای اینکه یک ایمیل نویس حرفه‌ای و موفق باشید بهتر است نکات زیر را مدنظر داشته باشید:

بطور كلي چرا EMAIL می‌نویسید ؟

قبل از اینکه شروع به تایپ کردن کنید، پاسخ صریح و روشنی برای دو پرسش زیر بیابید:
1- چرا این ايميل را می‌نویسم.
2- دقیقاً انتظار دارم که چه پاسخی دریافت کنم.
اگر نمی‌توانید پاسخ این دو سوال را بدهید، بهتر است که مدتی دست نگه دارید تا پاسخ آن را بیابید. مردم همه روزه صدها و بلکه هزارها ایمیل دریافت می‌کنند، بنابراین بسیار طبیعی است که به سراغ ایمیل ‌هایی بروند که به خوبی ساخته و پرداخته شده و در عین حال برای وقت و کار گیرنده آن ارزش قائل شده باشد.
ایمیل ‌هایی که بی‌دقت نوشته شده باشند، قاعدتاً نمی‌توانند پاسخی دقیق دریافت کنند.
سعی کنید که در نوشتن ایمیل، آن را از دید گیرنده بررسی کنید و مطمئن شوید که تمام جوانب آن را سنجیده‌اید. اگر دریافت جواب ایمیل برایتان مهم است، باید برای نوشتن آن اهمیت قائل شوید و این اهمیت را با دقت در نگارش متنی که می‌نویسید به گیرنده نیز منتقل کنید.

سعي كنيد خواسته‌تان را به روشنی بیان کنید
شاید بتوان تمام ایمیلهای کاری و اداری را به 3دسته زیر تقسیم کرد:
1- اطلاع‌رسانی، مثلاً پس فردا یک گردهم آیی خواهیم داشت.
2- تقاضای اطلاعات، مثلاً نتیجه پرونده آقای X را برایم پست کنید.
3- تقاضای انجام کار، مثلاً لطفاً با آقای X تماس بگیرید تا جلسه روز شنبه را به تعویق بیاندازند.
گیرنده ايميل باید بتواند به روشنی درخواست شما را درک کند، به هیچ عنوان منظور اصلی‌تان را در لابه‌لای توضیحات دیگر مدفون نکنید.
تمام جزئیات و منظور اصلی‌تان را در همان یکی دو جمله اول خلاصه کنید و از اینکه به صراحت موضوع و خواسته‌تان را مطرح کنید نگران نباشید. فقط به خاطر بسپارید که بسیار مختصر و مفید بنویسید و تجسم کنید که هیچ‌کس بیشتر از یکی دو جمله اول ايميل شما را نخواهد خواند، بنابر این باید به قدری خوب شروع کنید که خواننده را تا انتهای ايميل ترغیب کند.

یک موضوع (SUBJECT) خوب انتخاب کنید
انتخاب یک موضوع مرتبط و روشن می‌تواند تا حد بسیار زیادی به زمان پاسخ دهی کمک کند. از انتخاب موضوعاتی مانند سلام، کمک، فوری و از این قبیل به شدت خودداری کنید. این سبک انتخاب موضوع که به شدت در میان ما ایرانیان رایج است، فقط تصمیم‌گیری در مورد ايميل شما را به تأخیر می‌اندازد. بعضی از افراد نیز با تأکید بر روی حروف سعی می‌کنند که موضوع را مهم جلوه دهند، مثلاً فوووووررری!!! یا کمممممممک!
به خاطر داشته باشید که این‌گونه عنوان ها فقط کار شما را به تعویق خواهد انداخت.
موارد زیر می‌تواند به عنوان مثال‌های خوبی به روشن شدن ماجرا کمک کند:
- قرار ملاقات به ساعت 3 تغییر کرد.
- یادآوری، چهار‌شنبه عید است و کلاس تشکیل نخواهد شد.
- تقاضا، پرونده آقای X را دوباره بفرستید.
- کمک، آیا می‌توانی‌ هارد کامپیوترم را فرمت کنی؟
اگر فقط به موضوعی که خواننده ايميل‌تان با آن آشناست، اشاره می‌کنید و یا اگر قرار است فقط یک جواب مختصر و مفید، مانند بله، پرونده به دستم رسید، و یا در کنفرانس شرکت خواهم کرد بدهید، می‌توانید از نوشتن متن ايميل صرف نظر کرده و فقط در قسمت موضوع آن را ذکر کنید. در بسیاری از سازمان‌های بزرگ که تعداد فراوانی ایمیل دریافت می‌کنند، این نوع ایمیل ها کاملاً شناخته شده است و SERVER به محض دریافت این نوع ایمیل، عبارت EOM به معنای EUD OF MESSAGE (پایان پیغام) را به انتهای SUBJECT اضافه می‌کند تا گیرنده بداند که متنی وجود نداشته و روی آن کلیک نکند. برخلاف تصور بسیاری از مردم که فکر می‌کنند این نوع ايميل‌نگاری دور از ادب است، باید بدانید که افرادی که روزانه صدها ایمیل دریافت می‌کنند، از این کار شما بسیار قدردانی خواهند کرد و این شانس دریافت پاسخ را بالاتر خواهد برد.
اگر به ایمیلی که دریافت کرده‌اید پاسخ می‌دهید (REPLY)، تا زمانی که موضوع عوض نشده می‌توانید همان عنوان (SUBJECT) را نگه دارید، اما بهتر است که در انتهای موضوع اشاره کوچکی به ایمیل ارسالی کرده و آن را در پرانتز یا چیزی شبیه به آن قرار دهید، مثلاً اگر به موضوع اصلی که تصوير درخواستي بوده پاسخ می‌دهید، می‌توانید بنویسید: تصوير درخواستي (الصاق شده)

به اختصار نوشتن و معجزه دریافت پاسخ
تصور کنید که به یک اداره ايميل نوشته‌اید و کارمند مربوطه ساعت سه و پنجاه و پنج دقیقه آن را باز کرده و ناگهان با یک ایمیل طولانی در حد یک کتاب یا مقاله روبرو می‌شود. اکثر مردم در مواجهه با چنین ايميل‌هایی سریع به انتهای ايميل می‌روند و به اصطلاح SCROLL DOWN می کنند و چون نمی‌توانند تمام متن را بخوانند، قاعدتاً نمی‌توانند پاسخ مناسبی هم به شما بدهند، نکته بسیار مهم در این‌جا این است که تا حد امکان سعی کنید ايميل‌هایتان در یک صفحه معمولی مانیتور باز شود و نیازی به پیمایش صفحه نداشته باشد. دلیل اینکه آگهی‌های بالای صفحات WEB گران‌تر است نیز همین است، آگهی دهندگان فرض را بر این می‌گذارند که اولین جایی که در صفحه مشاهده می‌شود، بالای صفحه است و نه پایین آن! اگر مطالب زیادی برای نوشتن دارید، آن را در طی چند ایمیل و با انتخاب عنوان‌های مناسب ارسال کنید.

چه واکنشی از طرف مقابلتان می‌خواهید ؟
اگر ايميل شما حاوی تقاضای انجام کاری است، بهتر است آن را به وضوع بیان کنید و دقیقاً بگویید که چه زمانی آن را می‌خواهید. بسیاری از مردم و دفاتر کاری، از علامت‌های شناخته شده برای رساندن منظور خود استفاده می‌کنند. شما هم مي توانيد مواردي را از قبيل (علت ايميل نگاري)، (نياز به پاسخ داشتن يا نداشتن)، (زمان پاسخ گويي فوري است يا غير ضروري) و مواردي از اين قبيل را طبق صلاحديدتان در ايميل ذكر كنيد.

این مدل علامت‌گذاری‌ها می‌تواند در کمترین زمان ممکن منظورتان را به گیرنده منتقل کند، و بطور كلي علامت‌گذاری می‌تواند در ايميل‌های رسمی و اداری بسیار موثر باشد. گیرنده ايميل در اغلب موارد نمی‌تواند چند بار ايميل شما را مرور کند تا بفهمد که منظورتان دقیقاً چه بوده است، بنابراین اصلاً چنین انتظاری نداشته باشید.

ارسال کپی يا رونوشت ايميل به شخص یا اشخاص دیگر
اگر ايميلي را برای شخصی می‌فرستید که باید آن را خوانده و تصمیم گرفته و یا کاری انجام دهد، آدرس پست الکترونیکی او را در قسمت TO بگذارید و افراد دیگری که فقط قرار است در جریان مسائل باشند در قسمت CC قرار می‌گیرند. اغلب افراد نگاه می‌کنند که در کدام بخش قرار دارند، اگر در قسمت CC هستند یعنی ایمیل فقط جهت اطلاع آنان است و خواندن آن چندان حیاتی و ضروری نیست، پس می‌توانند سر فرصت به سراغ آن بروند.
در نهایت این چند مورد را نیز همواره مدنظر داشته باشید:

پیگیری کنید
اگر منتظر پاسخ ايميل‌تان هستید و یا شخصی منتظر دریافت پاسخ شماست ولی مدتی از ارسال ایمیل اولیه گذشته، بهتر است از همان ابتدای ايميل به آن اشاره کنید، مثلاً بنویسید طبق تقاضای شما در مهر ماه سال 87 مبنی بر ... و با عطف به تقاضای اینجانب در تاریخ ...

موضوعات را تفکیک کنید
اگر راجع به چند موضوع مختلف می‌نویسید، بهتر است که هر کدام را در یک ایمیل جداگانه و با عنوان جداگانه و مناسب آن بفرستید. به این ترتیب پیگیری‌های مربوط به آن توسط گیرنده آسان‌تر خواهد شد، بخصوص اینکه بسیاری از افراد ايميل هایی که باید پاسخ‌ دهند را علامت‌گذاری می‌کنند و بدین ترتیب اگر به یکی از بخش‌های ایمیل پاسخ دهند، ممکن است علامت آن را برداشته و دیگر به سراغ سایر موارد نروند.

گفتن از گذشته
اگر تقاضای کمک می‌کنید، بهتر است بنویسید که قبلاً چه راه‌هایی را امتحان کرده‌اید و چه پاسخی گرفته‌اید، گیرنده باید بداند که راجع به چه مسائلی نباید دوباره توضیح بدهد و این به حل مشکل شما در مدت کوتاه‌تر و به صورت دقیق‌تر بسیار کمک می‌کند.

تفاوت Reply و Forward و كاربرد آنها !
چنانچه ايميلي را از طرف دوستي يا گروهي دريافت كرده ايد، اگر بخواهيد جهت پاسخ دادن به آن دوست يا حتي آن گروه اقدام كنيد لازم است از گزينه ي Reply استفاده كنيد ولي اگر بخواهيد همان ايميلي كه دريافت كرده ايد را به دوستان و افراد ديگري منتقل كنيد در اينجا لازم است حتما از گزينه ي Forward استفاده كنيد. ذكر اين نكته ضروري است كه طبق مستندات موجود اكثر كاربران مبتدي معمولا هميشه (يعني در هر دو صورت) از Reply استفاده مي كنند و توجهي به وجود Forward ندارند ! در حاليكه انجام اين روش نه تنها نادرست است بلكه موجب خواهد شد ايميل ارسالي شما دچار يكسري تغييرات از قبيل ناخوانا شدن متون، بهم ريختگي قالب ايميل و خلاصه عدم مطابقت صد در صدي با نسخه ي اصلي آن را باعث شود ! توضيح اينكه جهت استفاده از يك روش استاندارد هميشه بايد بخاطر داشته باشيد كه گزينه ي Reply براي پاسخگويي به شخص ارسال كننده ي ايميل و گزينه ي Forward جهت ارسال يك نسخه كپي از همان ايميل دريافتي براي ديگران البته بدون كوچكترين تغييراتي پيش بيني شده است.

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 11:17  توسط فشار قوی  | 

تحلیل شخصیت در زیر دوش حمام !

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

شیوه دوش گرفتن اشخاص می‌تواند اطلاعات زیادی را در خصوص نوع شخصیت‌تان بگوید. برای بعضی‌ها ممکن است تنها پنج دقیقه زمان لازم باشد اما برای بعضی دیگر این زمان به بیش از 20 دقیقه می‌رسد. استیون اسکچر، روان‌شناس آمریکایی معتقد است هر کاری که ما انجام می‌دهیم بازتابی از شخصیت واقعی ما است و حمام نیز جایی اختصاصی است که ما در آنجا آزاد هستیم تا خودمان باشیم بنابر این عادات حمام کردن می‌تواند حاوی اطلاعات مفید شخصیتی باشد.

حمام نتیجه‌گرایان :
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقیقه طول می‌کشد. لیف زدن، شامپوی سر، آبکشی موها و سپس ماموریت تمام می‌شود. اگر در این گروه قرار دارید ویژگی شما این است که همیشه در انجام کارها به دنبال یافتن راه حل سریع و مناسب هستید. شما دقیقا می‌دانید که چه کاری می‌خواهید انجام دهید و کار خود را با کیفیت انجام می‌دهید. شما فردی هدف‌گرا هستید و شخصیتی از نوع شخصیت A دارید. افراد دارای این شخصیت افرادی هستند که خونسرد نیستند، زمان برایشان بسیار مهم است، بعضی مواقع در ارتباط با موقعیت خود احساس عدم امنیت می‌کنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام می‌دهند و معتاد به کار می‌شوند و کمترین تاخیر در انجام کارها هم آنها را ناراحت می‌کند.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

حمام نمایشی‌ها :
حمام جایی است که شما از قید و بندهای خود رها می‌شوید و درون خود را آشکار می‌سازید. مثلا گاهی ممکن است شما وانمود کنید که بطری شامپو میکروفون است و صدای شرشر آب، صدای کف زدن و تشویق است. شما در رویای اجرای یک نمایشنامه هستید و تنها می‌توانید پشت درهای بسته آن را به نمایش بگذارید. به گفته اسکچر این گونه افراد شخصیت جالبی دارند، اما پشت درهای بسته بیشتر احساس امنیت می‌کنند.

حمام در جستجوی آرامش :
شما حمام کردن را بیش از حد طبیعی دوست دارید، چون حمام کردن به شما انرژی را که می‌خواهید می‌دهد. درست مانند این است که شما بخواهید دوباره خود را شارژ کنید. برای شما حمام کردن مثل نوشیدن یک فنجان قهوه است در این صورت شما از جمله افرادی هستید که همیشه نیاز به نیروی کمکی از بیرون دارند. چه این نیروی کمکی والدین‌تان باشد یا معلم‌تان یا رئیس‌تان. شما هیچگاه خودتان شروع نمی‌کنید اما با کمک دیگران می‌توانید به هدف برسید.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org
 

حمام خیالبافان :
شما چه به فکر ثبت اختراعی باشید یا فکر حل مشکلات روزمره خود باشید، اگر خیالباف باشید، از آن دسته افرادی هستید که مشتاق هستند زمانی را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خیال بافی هستید و این خیال‌بافی را بیشتر زیر دوش انجام می‌دهید. حمام برای شما جایی است که به رویاهایتان فکر می‌کنید و البته در برخی افراد بهترین افکار در حمام به ذهن آنها خطور می‌کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 22:19  توسط فشار قوی  | 

کنترل عصبانيت - آشنايي با انواع عصبانيت

 

عصبانيت بخشي طبيعي از حالات انسان است که کنار آمدن با آن هميشه هم آسان نيست. وقتي افراد نمي توانند آنرا کنترل کنند، آزار وآسيب هايي که مي رسانند کاملاً مشهود است.

خيلي افراد عصبانيت خود را پنهان مي کنند. خيلي ها آن را با خشم و غضب بيرون مي دهند. براي خيلي هاي ديگر هم، عصبانيت يک حالت مزمن و سخت است که عادت خشم و عصبانيت بطور مداوم نمود مي کند.

عصبانيت 10 نوع مختلف دارد:

اجتناب از عصبانيت: اين افراد اصلاً از عصبانيت خوششان نمي آيد. خيلي ها از عصبانيت خودشان يا ديگران واهمه دارند و مي ترسند که کنترل خود را از دست بدهند. خيلي ها فکر مي کنند عصباني شدن کار زشتي است. اين دسته از افراد تصور مي کنند که بايد هميشه مهربان و خوش خلق باشند تا احساس آرامش و امنيت کنند.

البته اينها هم مشکلاتي دارند. عصبانيت مي تواند به ما کمک کند وقتي اشکالي در کار وجود دارد آنرا برطرف کنيم. اما اين دسته افراد، احساس گناه مي کنند. به همين خاطر از خطاهاي ديگران مي گذرند.

عصبانيت موزي: اين افراد هيچوقت نمي گذارند که ديگران متوجه عصبانيت آنها بشوند. گاهي اوقات حتي خودشان هم نمي دانند که چقدر عصباني هستند. اما اين عصبانيت به شکل هاي مختلف نمود پيدا مي کند مثل فراموش کردن مسائل يااينکه مي گويند مي خواهند کاري را انجام دهند اما هيچوقت دنبال آنرا نمي گيرند. گاهي هم فقط مي نشينند و فکر ديگران را خراب مي کنند. اين افراد مظلوم و صدمه ديده به نظر مي رسند و باعث مي شود که مدام از آنها بپرسيد، "چرا از دست من عصباني هستي؟" وقتي  با اين رفتارهايشان فکر ديگران را خراب مي کنند، روي زندگي خود کنترل پيدا مي کنند. اما با همه اين حرف ها نيازها و خواسته هاي خودشان را هم گاهي فراموش مي کنند. نمي دانند بايد با زندگي خود چه بکنند و اين منجر به خستگي، بي حوصلگي و نارضايتي از روابطشان مي شود.

 عصبانيت پارانويايي: اين نوع عصبانيت زماني اتفاق مي افتد که کسي از طرف ديگران مورد تهديد غيرمنطقي قرار گرفته است. آنها همه جا دنبال خشونت هستند. مطمئن هستند که ديگران مي خواهند متعلقاتشان را از آنها بگيرند. فکر مي کنند که ديگران مي خواهند به آنها آسيب فيزيکي يا کلامي بزنند. به خاطر همين تصورات بيشتر اوقات خود را با حسادت صرف گارد گرفتن و دفاع کردن از چيزهايي که فکر مي کنند به آنها تعلق دارد مي کنند—عشق همسرشان، پولشان، يا چيزهاي باارزش ديگري که دارند. افراديکه عصبانيت پارانويايي دارند عصبانيتشان را به اين و آن هم مي دهند. بدون اينکه متوجه عصبانيت خودشان باشند، فکر مي کنند همه آدم هاي ديگر عصباني هستند. آنها راهش را پيدا کرده اند که چطور بدون احساس گناه عصباني شوند. هيچ امنيتي در زندگي خود احساس نمي کنند و به هيچکس هم اعتماد ندارند. قضاوت ضعيفي دارند چون عصبانيت و احساسات خودشان را با عصبانت بقيه اشتباه مي گيرند. آنها عصبانيت خود را در کلمات و چشمان دوستان، همکاران و نزديکان خود مي بينند و همين باعث سرگشتگي آنها مي شود.

عصبانيت ناگهاني: افراديکه عصبانيت ناگهاني دارند، مثل يک صاعقه اي در يک روز تابستاني منفجر مي شوند.. از هيچ نقطه خاصي نشانه نمي گيرند، منفجر و بعد ناپديد مي شوند. گاهي اوقات فقط رعد و برق است، و خيلي زود از بين مي رود. اما معمولاً باعث آزاد و اذيت خيلي ها مي شود. آنها که عصبانيت ناگهاني دارند، همه احساسات خود ر ا رها مي کنند و بعد احساس خوبي به آنها دست مي دهد و حس مي کنند که رها شده اند. نداشتن کنترل مشکل اصلي اين دسته افراد است. اين عصبانيت ها مي تواند براي خود فرد و ديگران خطر بزرگي محسوب شود. آنها معمولاً حرف هايي مي زنند و کارهايي مي کنند که بعداً از آن پشيمان مي شود اما آنموقع ديگر خيلي دير شده است و پشيماني سودي ندارد.

عصبانيت شرماگين: آنهايي که به توجه زيادي نياز دارند يا خيلي به انتقاد حساس هستند معمولاً دچار اين نوع عصبانيت مي شوند. کوچکترين انتقادي احساس شرم و خجالت را در آنها زنده مي کند و متاسفانه اين افراد خودشان را خيلي دوست ندارند. احساس مي کنند بي ارزش هستند، به اندازه کافي خوب نيستند، و کسي آنها را دوست ندارد. و وقتي کسي به آنها بي محلي مي کند يا حرفي منفي درموردشان مي زند، آن را نشانه اين مي دانند که آن فرد دوستشان ندارد. و اين خيلي آنها را عصباني مي کند. با خودشان فکر مي کنند، "تو باعث شدي من احساس بدي پيدا کنم به خاطر همين تلافي اش را سرت درمي آورم." آنها با مقصر کردن، انتقاد کردن، و مسخره کردن ديگران اين حس خجالت و شرم را از بين مي برند. عصبانيت آنها به آنها کمک مي کند از هر کسي که باعث شده آنها احساس شرم و خجالت کنند، انتقام بگيرند. اما اين شيوه عصبانيت خيلي خوب عمل نمي کند. چون باعث مي شود کساني را که دوست دارند ناراحت کنند. عصبانيت و از دست دادن کنترل فقط باعث مي شود که احساس بدتري نسبت به خودشان پيدا کنند.

عصبانيت تعمدي: اين عصبانيت برنامه ريزي شده است. کساني که از اين نوع عصبانيت استفاده مي کنند معمولاً از کار خود آگاهند. واقعاً احساس عصبانيت نمي کنند، حداقل در ابتداي کار. دوست دارند ديگران را کنترل کنند و به نظرشان بهترين راه براي آن عصبانيت است و حتي گاهي اوقات خشونت. قدرت و کنترل چيزي است که از اين عصبانيت به دنبال آن هستند. هدف آنها اين است که به تهديد و ارعاب ديگران، به آنچه که مي خواهند برسند. اين روش تا وقتي موثر است اما در طولاني مدت بي اثر مي شود. مردم بالاخره راهي براي خلاصي و فرار از اين عصبانيت ها پيدا مي کنند.

عصبانيت اعتيادي: برخي افراد به آن احساسات قوي که همراه باعصبانيت مي آيد نياز دارند. حتي اگر مشکلاتي که عصبانيتشان به وجودمي آورد را دوست نداشته باشند، شدت آنرا دوست دارند. عصبانيت آنها بيشتر نوعي عادت بد است که اشتياق احساسي ايجاد ميکند. جالب و سرگرم کننده نيست، اما قوي است. اين افراد وقتي از عصبانيت منفجر مي شوند، قدرت بسيار بالايي احساس مي کنند. احساس مي کنند زنده اند و سرشار از انرژي هستند. اما همه اعتيادها به نوعي مخرب است. اين اعتياد هم از قاعده مستثني نيست. آنها نمي توانند راه هاي ديگري براي شاد شدن پيدا کنند و به خاطر همين به عصبانيت تکيه مي کنند.

 عصبانيت عادتي: عصبانيت مي تواند به يک عادت بد تبديل شود. آنهايي که عادتاً افرادي عصباني هستند، هميشه دچار عصبانيت مي شوند که بيشتر مواقع سر مسائل بسيار کوچک و پيش پا افتاده است.. در همه چيز و همه کس دنبال بدنترين نکته هستند. هميشه با احساس عصبانيت از چيزي به رختخواب مي روند و حتي خواب هايي که مي بينند هم با اين عصبانيت دمخور است. افکار عصباني آنها باعث مي شود دعواها و مشاجرات بيشتر و بيشتري داشته باشند. حتي بااينکه خوشان هم از اين وضعيت ناراضي هستند، اما نمي توانند دست از اين عصبانيت ها بردارند. آنها نمي توانند به کساني که دوستشان دارند نزديک شوند چون عصبانيتشان بين آنها فاصله مي اندازد.

عصبانيت اخلاقي: بعضي افراد فکر مي کنند حق دارند عصباني شوند چون يکي قانونشکني کرده است. اين باعث مي شود فردي که قانونشکن، بد، شرير، گناهکار و بدجنس است تنبيه شود. اين افراد معمولاً به خاطر اشتباهات و کارهاينها کم بدي که ديگران انجام مي دهند، عصباني مي شوند. مي گويند که حق دارند از باورها و اعتقاداتشان دفاع کنند. حس برتري اخلاقي به آنها دست مي دهد.. وقتي به خاطر اين دلايل عصباني مي شوند به هيچ وجه احساس گناه نمي کنند. حتي در عصبانيتشان هم خودشان را از ديگران برتر و والاتر مي دانند. طرز فکر اين افراد سياه و سفيد است و دنيا را خيلي ساده مي بينند. نمي توانند کساني را که با آنها تفاوت دارند را درک کنند. تفکرات آنها خشک و سختگيرانه است.

نفرت: نفرت نوعي سخت از عصبانيت است. يک نوع زننده و بد از عصبانيت است که زماني اتفاق مي افتد که فرد به اين نتيجه مي رسد که آن فرد مقابل کاملاً بد است. بخشيدن آن فرد به نظر غيرممکن مي آيد و درعوض ترجيح مي دهند که او را تحقير کرده و از او متنفر شوند. نفرت با عصبانيتي شروع مي شود که برطرف نمي شود. بعد به خشم و کينه مبدل مي شود و بعد يک نفرت واقعي که ت ابديت ادامه مي يابد. اين افراد معمولاً دنبال اين هستند که چطور آن فردرا تنبيه کنند و معمولاً به آن فکرمي کنند. آنها تصور مي کنند که خودشان قرباني هايي معصوم هستند. و دنيايي دشمن براي خودشان مي سازند که بايد با آنها جنگ کنند و با نفرت و کينه با آنها مقابله مي کنند. اما اين تنفر به مرور زمان آسيب ها و تخريب هاي زيادي ايجاد ميکند. افراد متنفر نمي توانند با زندگي کنار بيايند.

عصبانيت يک حس نيرنگ آميز است که وقتي ندانيد چطور بايد از آن استفاده کنيد، استفاده از آن برايتان دشوار خواهد بود. خيلي وقت ها مي تواند کمک خوبي به شمار برسد البته به شرط اينکه در دام هيچکدام از عصبانيت هايي که توضيح داديم نيفتيد. آنهايي که خوب از عصبانيت استفاده مي کنند روابط نرمال و سالمي با عصبانيت خود دارند. عصبانيت به نظر آنها اين است:

·         عصبانيت بخشي عادي از زندگي است.

·         نشانه خوبي براي وجود مشکل در زندگي فرد مي باشد.

·         اعمال توام با عصبانيت بايد با دقت کنترل شوند. لزومي ندارد چون مي توانيد حتماً بايد عصباني شويد.

·         عصبانيت اگر در حد اعتدال باشد هيچوقت کنترل فرد از دست نمي رود.

·         هدف حل مشکل است نه فقط ابراز عصبانيت.

·         عصبانيت به طريقي نشان داده مي شود که ديگران قادر به درک آن باشند.

·         عصبانيت موقتي و زودگذر است. وقتي مشکل حل شد، از بين مي رود.

وقتي مهارت هاي درست و صحيح براي عصباني شدن را ياد بگيريد و تمرين کنيد، هيچوقت از عصبانيتتان بعنوان يک بهانه استفاده نخواهيد کرد. مسئوليت حرفهايي که مي زنيد و کارهايي که مي کنيد را گردن مي گيريد حتي اگر از عصبانيت جنون پيدا کنيد.

هرچه بيشتر درمورد طريقه عصبانيت شخصي خود بدانيد، کنترل بيشتري روي زندگيتان خواهيد داشت. آنوقت مي توانيد عصبانيت و خشم اضافي و بيهوده را ناديده بگيريد.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:27  توسط فشار قوی  | 

 درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟

 از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...

حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 18:35  توسط فشار قوی  |